رحمت الله شريفي نجف آبادى

36

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )

اعيان حاصل است و اگر در اعيان حاصل باشد ، موجود است ؛ براى اين‌كه اصيل و حصول همان موجود بودن است و نمىشود گفت : « وجود ، موجود است » ، زيرا موجود ؛ يعنى چيزىكه وجود دارد ، نه اين‌كه وجود است ، هرچند در ديد دقيق ، وجود همان موجود است و برعكس ، لذا براى موجود هم ، موجود ديگرى است ، چرا كه موجود ، طبق اصالت وجود ، حاصل است . بنابراين ، موجود هم چيزى است كه وجود دارد ، لذا تسلسل به وجود مىآيد « 1 » . به عبارت بهتر ، موجود ، چيزى است كه وجود دارد و وجود هم ، چيزى است كه به‌وسيله وجود ديگر موجود است و هكذا كه تسلسل لازم مىآيد ) . به آن ( دليل شيخ اشراق ) جواب داده شده است به اين‌كه وجود ، موجود است ، ولى به نفس ذاتش ، نه به‌وسيلهء وجود ديگر ، پس امر ، به بىنهايت منتهى نمىشود ( تا تسلسل به وجود بيايد . بنابراين ، موجود در قضيه « وجود ، موجود است » نه به‌معناى چيزىكه وجود داشته باشد ، بلكه موجود همان وجود است و وجود همان موجود است ، لذا موجود هم به‌معناى نفس وجود و مبدأ اشتقاق است ؛ چنان‌كه مىگوييم : « وجود ، موجود است » كه موجود به‌معناى وجود ، است و هم به‌معناى موجود مشتقى است ؛ يعنى چيزىكه داراى وجود است ، مثل اين‌كه گفته مىشود : انسان ، موجود است كه موجود در اين‌جا ؛ يعنى انسانى كه وجود دارد و اين موجود به نفس انسان نيست كه موجود است ، بلكه به‌وسيله وجود انسان است كه موجود است . به اين‌ترتيب ، وجود به نفس ذاتش و به‌طور ذاتى موجود است و انسان به نفس ذاتش و به‌طور ذاتى و در حقيقت موجود نيست ، بلكه به‌وسيله وجود انسان است كه موجود است ) . ابطال نظريه محقق دوانى ، در انحصار اصالت وجود ، در واجب تعالى و يظهر ممّا تقدّم : ضعف قول آخر . . . و الماهيّة موجودة بالعرض . و از آنچه ( درمورد اصالت وجود ) گذشت ، ضعف گفتار و نظريهء ديگر در مسئله

--> ( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 1 ، فصل 2 ، ص 10 .